Glitter Text @ Glitterfy.com شیرین زبونی های پسری - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

شاید روزی هزار بار این سوال رو ازم بپرسی (منو دوت دایی آیه = منو دوست داری آره ) و من هم هزار بار میگم البته که دوسِت دارم تو عزیز منی تو عشق منی بعد میپرسی ( بابا دوت دایی = بابا رو دوست داری) من هم میگم بله  اونوقت میگی آپَیین = آفرین و بعد یه لبخندلبخند و یه بوسماچ تحویلم میدی و با اطمینان خاطر میری بازیتو ادامه میدی و هر از چندگاهی هم میای منو میبوسیماچبغل دوست دارم جیگر


دیروز بعدازظهر تو آشپزخونه مشغول بودم میای میگی (مامی اِیایه میدی منّول نیا  تُنَم = مامی اجازه میدی پنگول نیگاه کنم ) اینجا اولین بار بود که یاد گرفتی خودت تنهایی و به جا از واژه ی اجازه گرفتن استفاده کنی البته قبلش خودم باهات تمرین کرده بودم مثلاً وقتی رفته بودیم دیدن نی نی زن دایی جون بهت گفتم به زندایی جون بگو اجازه میدی نی نی رو بوس کنم و شما هم گفتی قربون پسر خوشگل و مودبم برم من 

 یا این یکی ،داشتم با گوشیم به آهنگای مورد علاقم گوش میدادم اومدی پیشم میگی ( آیه نَدِس تو ؟ = خاله نرگس کو ؟ ) منو میگی تعجب اولش که متوجه نشدم ولی بعد از متفکرمتوجه شدم  که منظورت همون خاله نرگس و پنگوله وای نمیدونی دلم میخواست قورتت بدم به عمو نیما هم میگی عمو مینا نیشخند کلاً برنامه های زنده ی کودک رو دوست داری برنامه هایی که توش بچه ها و مجری و یه شخصیت کارتونی باشه با دقت تمام گوش میدی البته همه واست پنگول نمیشه نیست که پیشیه دوسش داری هرچند من زیاد موافق نیستم آخه بعضی جاهاش واقعاً مناسب سنت نیست 

و اما بیشترین چیزی که تو بازی های این روزات به چشم میخوره نمایش و حرکات پانتومیمه  اونقدر جالب اجرا میکنی ابتکار و خلاقیتت تو این زمینه عالیه از هر چیزی که بگی ماشین سواری موتور سواری و ...


خدایا شکرت واسه خاطر این هدیه ی دوست داشتنی


چند روز قبل بابایی یه گوشی گلکسی واسم خرید دستش درد نکنه قلب آخه گوشی قبلیمو که تو جیب شلوارم بود انداخته بودم تو ماشین لباسشویی نیشخندو دیگه ...

گذر زمان

تیر89

تیر90


تیر 91

 

   

نوشته شده در جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |