Glitter Text @ Glitterfy.com آذر ماهی پر از خاطرات شیرین - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

 

 

 

هرسال آذر یادآور بهترین و شیرین ترین خاطرات زندگیمونه چه اون روزایی که توی نازنین پیشمون نبودی و چه وقتی که به دنیا اومدی چرا که قشنگترین اون خاطرات با تولد تو شکل گرفت آره عزیزم آذر برامون پر از خاطرست

2 آذر پنجمین سالگرد ازدواج من وبابایی یعنی 5 سال پیش زندگی مشترکمون رو زیر یه سقف شروع کردیم که همین جا به خودمون تبریک میگم واسه خاطر بهترین انتخابمون و این روز قشنگ که صفحات تقویم زندگیمون هر روز قشنگتر و زیباتر میشه با وجود گل پسری مثل شما

18 آذر هم که خدا یه هدیه ی خیلی قشنگ بهمون عطا کرد و شیرینی زندگی من و بابایی شیرین تر شد شیرین تر از عسل تولدت رو هم پیشاپیش تبریک میگم ان شالله بتونیم یه تولد شیک و قشنگ واست برگزار کنیم البته تولدت مصادف شده با ماه محرم باید ببینیم چیکار باید کرد حالا شاید بعدش گرفتیم تم تولدتو جنگلی انتخاب کردم آخه به حیوانات خیلی علاقه داری فقط موندم چه لباسی واست انتخاب کنم

حرف زدنت پیشرفت کرده خودت رو هم یه عالمه عزیزتر میکنی

بعداً نوشت      از جمله کلمات جدید قابل استفاده در این روزا    :  

  نی = نیست   @  اَپَّر =  همون الله اکبر = نماز   

 اکثراً واسه گفتن کلمات به خودت  زحمت نمیدی و فقط اولشون رو میگیخنده 

پا = پاشو   @  بَ = بغل هر وقت بخوای بغلت کنیم @ دید = هر نوع ماشین و دوچرخه @ مو = مو    @  مُ  = وقتی با صدای ُ باشه یعنی موز @ بیب = سیب

آئو = چاقو @ کا = کارت (عابر بانک )  @ پو = پول @  دَ = در  ، دست @ با = باز کن @

بیی = بریم  @ بُ =برو  @   تَ = تخت این روزا شدیداً وابستگی به تخت واسه خوردن می می پیدا کردی هر جا هم باشیم فرقی نمیکنه حتماً باید روی تخت می می بخوری انگاری اینجوری بیشتر بهت میچسبه میگی مامایی تَ می می

وقتایی که میخوایم بریم بیرون خودت لباساتو انتخاب میکنی که چی بپوشی میری از تو کمدت لباساتو میاری و از ما میخوای که همون لباس رو تنت کنیم حتی جوراب، کلاه و کفش رو هم خودت انتخاب میکنی اینا همه نشون از حس بزرگ شدن و استقلاله مژه

  این عکسا هم نتیجه ی یه گردش دونفرست صبح یکی از روزای پاییزی آی چسبید (جدیداً همکاریت تو عکس گرفتن بیشتر شده برخلاف چند مدت قبل اصلاً خودت ژست و جا واسه عکس انداختن انتخاب میکنی قربونت برم من )

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |