Glitter Text @ Glitterfy.com برگشتن بابایی از مأموریت - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

ساعت 7 دیشب بابایی از مأموریت برگشت یه روز زودتر از موعد و با دیدنش کلی ذوق زده شدی دلش حسابی واست تنگ شده بود و متقابلاً دل ما

 واست یه جعبه ابزار  آورده بود اونقدر خوشگل بود آخه میدونی خیلی به جعبه ی ابزار علاقه داری و همش واسه بابایی رو میگرفتی و با وسایل خونه ور میرفتی مثلاً داری تعمیرشون میکنی انبردست آچار و پیچ گوشتی بابایی که دیگه مال خودش نبود آخرش هم باید به سختی ازت میگرفتیم ولی حالا واسه خودت یه جعبه ابزار کوچولو داری که کلی کیف میکنی واسه داشتنش دست بابایی درد نکنه با این هدیه ی قشنگش یه شلوار و یه اسباب بازی دیگه هم ضمیمش بود یه کارت هدیه هم واسه من  که هرچی دوست دارم خودم بخرم ( آخه نیست که من یه خرده سخت سلیقه ام واسه همین بیشتر اوقات نقدی حساب میکنهخجالت بدجنسم دیگه چشمک)

 دست شما درد نکنه چرا زحمت کشیدی ما که راضی نبودیم

بازهم ممنون همسری مهربون قلب

یه تشکر ویژه هم از طرف امیرحسین واسه بابایی خوبش ماچ

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |