Glitter Text @ Glitterfy.com تولد بابایی و... - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

  اولین خبر اینکه  25 شهریور تولد بابایی بود قلب

از طرف امیرحسین

همسر عزیزم تولدت مبارک

 تقدیم با عشق

      

  روزای تابستون هم به سرعت برق و باد گذشت البته روزای خوب و پر خاطره ای بود و شمارش معکوس واسه آغاز سال تحصیلی جدید و شروع به کار مامی ناراحت تنها یک هفته ی دیگه مونده

جمعه عروسی داییه بابایی بود و واسه تو که خیلی خوب بود و خوش گذشت همش مشغول بازی و شادی بودی و من هم از شادی تو خوشحال بودم خونه ی بابابزرگ بابایی یه حیاط بزرگ داشت و پر بود از بچه های هم سن خودت و اصلاً یادت نمیومد که مامانی داری البته من همش از دور مواظبت بودم و نظاره گر بازی تو با اونا

امروز هم شنیدیم که دوقلوهای عمه ی بابایی ساعت 9 صبح به دنیا اومدن هر دوتاشون دخترن (نازی ) طی یه عمل غافلگیرانه آخه قرار بوداوایل آذر به دنیا بیان ولی مثل اینکه خیلی عجله داشتن و دوست داشتن نیمه ی اول سال به دنیا بیان و به این ترتیب هفت ماهه به دنیا اومدن  لبخند البته ما هنوز ندیدیمشون ولی در اسرع وقت میریم دیدنشون وای که چقدر تو ذوق کنی دوتا نی نی کوچولو ببینی

عصری با هم رفته بودیم پارک آخه هوس تاب بازی کرده بودی وقتی سوار تاب بودی از صدا و سیما اومده بودن واسه ضبط یه برنامه که این وسط شما رو انتخاب کردن و در حالی که خانوم مجری تابت میداد برنامه ضبط میشد البته اینو هم بگم که این برنامه واسه شبکه ی استانی خودمونه به اسم مهرانه که قراره تو مهر پخش بشه

چند تا عکس هم میذارم واسه اینکه بهت نشون بدم میخوای ادای آدم بزرگا رو در میاری هرکاری دایی جون میکرد تو هم میخواستی بکنی

اولیش چکوندن ماشه تفنگ بادی ( فدای همه ی خنده هات )‌

امیرحسین و تفنگ بادی

و وقتی یه تیکه چوب واسه پسرک تفنگ میشود به حالت لبهاش توجه کنید (کو  کو مثلاً داره صدای تفنگ رو در میاره )

دومیش نگاه کردن  با دوربین شکاری

امیرحسین و دوربین شکاری

قربون نگاه کردنت بغل خوب به چشاش توجه کنین خنده

و کباب سیخ زدن که البته با گوجه فرنگی تونستیم سرگرمت کنیم وگولت بزنیم چشمکخنده

این دمپایی ها رو هم وقتی با هم رفته بودیم بیرون خریدیم انتخاب خودت بود هر دو قرمزه  خوش سلیقه ای ها شیطون لبخند+ یه پستونک جدید از همون مدلای قبلیت

خرید امیرحسین

و این یکی هم کادوهای 21 ماهگیت که از پست قبلی جامونده بود (‌کتاب داستان و لگو که از شهر کتاب خریدیم )

کادوی 21 ماهگی عسلم

   

نوشته شده در یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |