Glitter Text @ Glitterfy.com روزهایی پر از دلتنگی - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

عزیز دلم دیروز باباییت رفت مأموریت البته  ان شالله سه شنبه برمیگرده دلم خیلی تنگ شده  ناراحت آخه این اولین بار بود که بعد از به دنیا اومدن تو می رفت میدونی چی میگفت ، میگفت خوش به حال تو که لابد امیرحسین پیشته اما من چی که باید دوری دوتایی تونو تحمل کنم گریه پسر گلم بابایی خیلی خوب و مهربونی داری خیلی دوست داره قلب

مامانی جونشون که روز چهارشنبه رفته بودن مشهد دیشب ساعت 11 رسیدن خونه هم واسه زیارت رفته بودن هم واسه امتحان دکترای دایی جون کلی واست سوغاتی آوردن (یه الاغ که وقتی قلقلکش بدی میخنده ، دوتا شلوار یه دمپایی نیکتا و یه عالمه خوردنی های خوشمزه که دوست داری + یه کفش کتونی خوشگل که زندایی جون واست گرفته بود ) من وشماهم دیشب خونه ی آقا جونشون موندیم و صبح اومدیم خونه ی مامانی جونشون دلشون خیلی واست تنگ شده بود انگاری تو هم دلت واسشون تنگ شده بود کلی با دیدنشون ذوق کردی ...

روزهای پنج شنبه و جمعه واسم کلاس ضمن خدمت گذاشته بودن مجبور بودم که برم شما پیش بابایی بودی و کلی شیطونی کردی البته چون محل برگزاری کلاس من با محل کار بابایی نزدیک بود اونم میومد سرکارش و کارای عقب افتادشو انجام میداد شما رو هم با خودش میاورد که با هم برگردیم میگفت همه جا رو به هم ریخته بودی حالا همیشه تا نزدیکای ظهر میخوابیدی هاخواب  اون روز صبح زود بیدار شدی و نذاشتی بابایی به کاراش برسه مثلاً واست بالشت و تشک برده بود که بخوابی خنده

و اما شما
این روزا سخت با حموم رفتن مخالفت میکنی نمیدوم چرا دیگه دوست نداری حموم بری تا آب رو بدنت میریزم شروع میکنی به گریه کردن و جیغ کشیدن آب بازی رو دوست داری ها منتها با لباس

غذا خوردنت رو بگو که باید به هزار چیز متوسل شد تا جنابعالی یه لقمه غذا نوش جون کنی گاهی اوقات مجبورم به زور تو دهنت فرو کنم نمیدونی چه صحنه ای میشه آخه چیکار کنم مامانی چاره ای ندارم اممممااااااااااا تو خوردن هله هوله اولی هر چی باشه از پاستیل و ژله گرفته تا اااااااا پ. ف . ک و .... مجاز و غیر مجاز البته بیشتر به اون دومیه علاقه داری آخه نیست که منم شیکمو قهقهه
وای نمیدونی وقتی از جلوی سوپر مارکتا که رد میشیم این بسته های چیپس و پفک رو که میبینی چه ذوقی میکنی و با دست اشاره میکنی و میگی م م

فوت کردن رو هم یاد گرفتی اینقدر خوشگل فوت میکنی اول لپاتو باد میکنی بعد میگی پوه پوه پوه

دیگه از راه رفتنت بگم که قدمات استوارتر شده تازه دویدن رو هم یاد گرفتی وقتی بازی میکنیم تو میدویی تا ما بیایم بگیرمت مثلاً ما گرگ میشیم و تو ببعی با هیجان زیاد هم میدویی

بازی دیگه هم قایم موشکه که ما میریم قایم میشیم و تو میای ما رو پیدا میکنی و با صدای بلند میگی دَ و بالعکس یعنی تو قایم میشی البته با کمک ما و ما میایم تو رو پیدا میکنیم

پس آفرین و دست تشویق و هورا هورا به پسر کوچولویِ نازِِ و خوشگل و از همه مهمتر باهوش خودم بغل  و البته وروجک چشمک

 
راستی یه کلاهی که خیلی دوست داشتم خاله سارا مامان رایان جون  زحمت کشید واست گرفت و پست کرد همین جا ، جا داره یه تشکر ویژه ازش بکنم واسه هدیه ی قشنگش       "  ممنونم دوست خوبم " ماچقلب

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

موضوع :   صدای پای بهار


بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

بهاربیست                   www.bahar22.com

نوشته شده در یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |