Glitter Text @ Glitterfy.com دومین نه ماهگیه زندگیت مبارک قشنگم - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

٩ ماه اون ور خط ... 9 ماه این ور خط

اون ٩ ماه تو دل مامانی جا خوش کرده بودی ،این ٩ ماه تو قلبم، تو تموم وجودم . 

 عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- bahar22.com ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

18 شهریور دومین نه ماهه زندگیت تموم شد و وارد دهمین ماه از زندگیت شدی

           بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

فردا هم عید سعید فطره عیدت مبارک گل نازم این هم یکی دیگه از اولین هاییه که با توییم و از این بابت کلی خوشحالیم تازه میدونی امسال واسه تو هم فطریه گذاشتیم کنار قربونت بره مامان  

     بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

واما درد دل های من با تو پسمل گلم

هیچ وقت دلم نمیخواد که این روزا تموم بشه آخه شیرین ترین روزای زندگیمونه روزای باتو بودن با تو خندیدن با تو ...  آخه همه چی مون تو شدی عزیز دلمون ، جیگملمون ، خوشگلمون ، نفسمون ... دلم با صدای قشنگ خنده هات ضعف میره و اون وقته که دلم میخواد قورتت بدم .

یه چیز دیگه مامانی تو آزمون استخدامی آموزش و پرورش قبول شد البته سال قبل به صورت حق التدریسی بودم که امسال به لطف خدا واسه استخدامی قبول شدم .

حالا نمیدونم از این بابت خوشحال باشم یا نه آخه سه ماه تابستون که با تو بودم خیلی بهت وابسته شدم فکر ندیدن تو حتی واسه یه لحظه هم رو نمیتونم باور کنم تویی که همه جا باهام بودی حتی وقتی میومدم واست یادداشت میذاشتم تو وبلاگت تو بغلم بهت شیر میدادم و همونجا تو بغلم میخوابیدی تویی که وقتی میومدم تو نی نی سایت تا یه دوری بزنم کنار صندلی خودم می ایستادی و باهام کلی بازی میکردی تو بغلم مینشستی و اون قدر با موس و کی برد ور میرفتی و اذیتم میکردی ولی من باز دوست داشتم و دلم نمیخواست ازت دور باشم حتی وقتی میخوابیدی میومدم بالای سرت و بهت نگاه میکردم و کلی نوازشت میکردم واسه همینهاست که میگم تحمل دوریتو ندارم از همین الان غصه دارم از این بابت که میذارمت میرم سر کار نگران نیستم آخه میدونم جات خیلی خوبه پیش مامان بزرگات که اون رو هم میدونم از من بیشتر دوست دارن

ولی چه کنم طاقت دوری تو حتی واسه یه ساعت هم واسم سخته تازه از یک شنبه کلاسای ضمن خدمتم هم شروع میشه تا اول مهر از 8 صبح تا 8 شب اینم یه جورشه دیگه نمیدونم این دو هفته به من و تو چی میگذره البته بیشتر به من دایی جون قول داده روزی 2 بار بیارتت تا من ببینمت و بهت شیر بدم وابستگی بد چیزیه نمیدونم مامانای دیگه هم مثل منن یا نه

اصلاً نمیدونم چی شد که ثبت نام کردم ولی بعد از قبولی تصمیم گرفتم انصراف بدم اما  همه منصرفم کردن و گفتن که امیر خیلی زود بزرگ میشه و اون وقته که پشیمون میشی البته راست میگن دغدغه من بیشتر بابت اینه که تو خیلی کوچولویی و الان بیشتر از هر وقتی به محبت مادرانه نیاز داری به آغوش پر مهر مادر و احساس گرمش نمیدونم چی میشه ولی فکر کنم من زیادی حساس باشم با توجه به اینکه خانواده خوبی هم دارم و میدونم که توجه زیادی بهت دارن آخه تنها نوه از طرف خانواده من هستی البته تا الان مهد رو هم دوست ندارم آخه میدونم اون جا زیاد بهت نمیرسن ولی وقتی 2 سالت تموم شد حتماً میبرمت مهد چون اون موقع تو بزرگتر میشی و باید با هم سن و سالای خودت بازی کنی دوست بشی تا از همین الان با اجتماع و محیطش بیشتر آشنا بشی

******   از مرواریدای خوشگلت هم هنوز خبری نیست *****

دوست دارم عزیزم هر روز بیشتراز دیروز

بهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.comبهاربیست                   www.bahar22.com

 

نوشته شده در جمعه ۱٩ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |