Glitter Text @ Glitterfy.com اسفند ماه سرد سرد - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

 63 ماهگیت مبارک پسر قشنگم

دوهفتست که مامانی برگشته سرکار یعنی از 13 اسفند از همون هفته ی اول اسفند هم کلاس نقاشی ثبت نامت کردم چون خیلی علاقه داشتی و از اونجایی که استعداد خودم تو نقاشی ضعیف بود دوست داشتم شما خیلی خوب نقاشی و یاد بگیری امیدوارم ادامه بدی و تو این زمینه حرفه ای بشی و بشی یه هنرمند ..

خانوم مربیتتو خیلی دوست داری با اینکه دیر به این کلاس اومدی یعنی دیرتر از بقیه همکلاسیهات اما زود خودتو تو دل مربیت جا کردی هر دفعه میام دنبالت کلی ازت تعریف میکنه و اینکه خیلی حواست جمع کلاسه و من کلی ذوق میکنم از تعریفانیشخندچشمک

خوشحالم خوشت اومده و از کلاست راضی ای نقاشیاتم خیلی خوب میکشی مخصوصا عاشق رنگایی به جای اینکه مثلا یه چیزی (مثل دلفین) رو یه رنگ بزنی رنگارنگش میکنی پر از رنگای شاد کلا نقاشیاتو بزرگ میکشی از خطوط و اشکال بزرگ استفاده میکنی که کل صفحه رو پر میکنه رنگم که میکنی تموم صفحه رنگی باید باشه و جای سفید نمیذاری بمونه

امسال اسفند سردی داشتیم برخلاف سالای گذشته که با اومدن اسفند هوا رو به گرمی بود و حال و هوای بهار و شکوفه های سفیدو صورتی درختا امسال با اومدن اسفند انگاری زمستون تازه داشت شروع میشد و ننه سرما از خواب بیدار شده بود ارتفاعات شهرمون و خیلی از شهرهای ایران سپید پوش شد و با اومدن برف رنگ دیگه ای به خودش گرفت هوای سرد و پربارونی داشتیم خداروشکر که لابد زمستون امسال با خشکی تموم نشد که البته سرمای این روزا حال و هوای عید رو کمرنگ کرده....


 یه عالمه عکس تو گوشیم هست میام میذارم حتماً

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۳ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |