Glitter Text @ Glitterfy.com نرم نرمک میرسد اینک بهار - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

خوش به حال غنچه های نیمه باز

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

                                                ....                         (فریدون مشیری )

***********************

دیگه بوی بهار رو قشنگ میشه حس کرد هوا عالیه همه دارن آماده میشن واسه استقبال از سال نو

ما هم مثل همه ی آدما روزای شلوغ و پرکاری داریم روزای آخر سال و خرید و نظافت خونه و باقی کارا

... و اما

پسرک خوشگل من در حالی که 39 امین ماه از ماه های عمرشو سپری کرده و در آستانه 40 ماهگی  واسه خودش مردی شده استقلالش تو بیشتر زمینه ها مشهوده از اینکه خودش دوست داره غذا بخوره خودش دوست داره جایی که میخواد بره انتخاب کنه حالا یا مهمونی یا تفریح و... نوع لباس و کفشی  که میپوشه به سلیقه ی خودش باشه دستشویی رفتنش که یاد گرفته خودش بره البته با نظارت ما و تمامی موارد بهداشتی رو رعایت میکنه مسواک زدنش که قبل از خواب فراموش نمیکنه و ...

سوره ی کوثر رو خیلی خوب یاد گرفتی و میخونی و با هر بار خوندنش مورد تشویق همه قرار میگیری اینو من فقط شبا قبل از خواب باهات تمرین میکردم و هیچوقت اصراری به یاد گرفتنش نداشتم اوایل فقط در حد قرائت خودم بود و آروم آروم شما هم باهام تکرار کردی و بعدش خودت به دلخواه خوندی و حالا روزی چندبار تکرار میکنیم تا فراموش نکنی ایشالله بتونی حافظ قرآن بشی عزیزم

امسال عید احتمال زیاد خونه ی خودمونیم  برخلاف هرسال که میریم مسافرت البته بابایی دلش به سفره

یه عالمه عکس تو دوربین و گوشی دارم که هنوز تو کامپیوتر خالیشون نکردم به همین زودیها میام و عکساتو میذارم

از خودم بگم که درگیر کلاس و درس بودم و بالاخره عزم رفتن به دانشگاه رو کردم دور روز اول هفته رو میرفتم کلاس و بالاخره میگذشت اولش یه خرده واسم سخت بود بالاخره مسافتی که باید طی میشد و دوساعتی تو ماشین نشستن و بعدش هم از صبح تا بعداز ظهر از این کلاس به اون کلاس رفتن وقتی میومدم دیگه واسم انرژی نمیموند البته اینو با توجه به شرایط جسمی الانم میگم

حالا یه خرده هم از نی نی 33 هفته ایمون بگم که این مامان تنبل بالاخره نتونست واسش یه وبلاگ درست کنه ایشالله فرصتش پیش بیاد و داداشی واسه خودش یه وب داشته باشه دوشنبه ی هفته ی قبل سونو بودم وزنش 2170 بود همه چی خوب بود خداروشکر منتها فقط میزان AF=22 بود که بعدش دکترم گفت شاید واسه قند باشه البته گفت جای نگرانی نیست و فقط 2 تا از حد عادی بالاتره که باز دوباره تصمیم به رژیم گرفته شد چهارشنبه هم یه GTT دادم که قراره امروز جوابش آماده باشه خداکنه نرمال باشه دیگه چیزی به دنیا اومدنش نمونده یه سری از خریداشو کردیم و یه سری هم بعد از تعطیلات عید انجام میدیم شما هم خیلی دوست داری نی نی زودتر بیاد همش میگی مامان چرا نی نی مون نمیاد ازت میپرسم الان کجاست میگی پیش خدا الهی قربونت برم که قراره بشی داداش بزرگه فقط خداکنه همیشه و در همه حال رابطتون باهم خوب باشه و همیشه حامی همدیگه باشید همیشه دوستون دارم قلبماچ

شاید این آخرین پست تو سال 91 باشه پیشاپیش عید رو بهت تبریک میگم عزیز دلم و امیدوارم سالی که پیش رو داری سرشار از موفقیت باشه واست به امید خدا

و برای تک تک دوستای خونه ی مجازیمون تو سال جدید بهترین ها رو آرزو داریم عید همتون مبارک


 

نوشته شده در شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |