Glitter Text @ Glitterfy.com دی ماه و تولد زهرا کوچولو - امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

و اما دی که دومین روز اون زهرا کوچولو به دنیا اومد

توی همین ماه واسه به دنیا اومدن شما یه جشنی هم گرفتیم

واز روز 28 هم من برگشتم سر کار هر چند رغبت و حوصله ای نداشتم ولی ناچار بودم

مرخصی هم بهم نمیدادند آخه از همون ابتدا قبول کرده بودم منتها این 40 روز هم که دانش آموزان مشغول امتحاناشون بودن از مدیر یه وقت استراحتی گرفتم تا یه خرده روبراه بشم البته از بابت شما خاطرم جمع بود میذاشتمت پیش مامان باباییت و میرفتم اون موقع ما طبقه پایین خونه اونا زندگی میکردیم ولی این دل من بود که واست تنگ میشد هر وقت هم سر کار بودم تند تند ساعت رو نگاه میکردم که زودتر بیام خونه و بغلت کنم البته دو روز در هفته بیشتر نمیرفتم ولی بازم برام سخت بود اوایل دی هم واسمون کلاسای ضمن خدمت گذاشته بودن یکی در میون رفتم همه چی حسابی خورده بود به هم ....

اینم  عکسای دی ماهت

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٩ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |