Glitter Text @ Glitterfy.com امیرحسین پسری از دیار هیرکان


امیرحسین پسری از دیار هیرکان

پسر قشنگم، من و بابایی عاشقانه دوستت داریم و هیچ مرزی را برای دوست داشتنت نمی شناسیم. این وبلاگ را به نام خدا و فقط برای تو آغاز می کنم تا خاطرات فراموش نشدنی و شیرین زندگیت و از لحظه لحظه های قشنگ بودنت برایت بنویسم .

    

                         

 

جشن تولدت به صورت کاملاً خودمونی و ساده و کوچولو یه شب با حضور خانواده ی بابایی و شب بعدش هم با حضور خانواده ی من برگزار گردید و حسابی خوش به حال شما شد چون دو دفعه مراسم آتیش بازی و فوت کردن شمع داشتی که خیلی دوست داری (حتی یه بار که یاسین شمعتو فوت کردی بهش گفتی تولد من بودا  قهقهه )از اون روز همش دوست داری واست تولد بگیریم عاشق کیک تولدی ما هم با خوشحالی تو خوشحالیم پسری خوش باش چرا که هر روزی که شادی روز تولدته عزیز

مهمونا هم با کادوهاشون حسابی شرمندمون کردن دستشون درد نکنه

                 عکسامون هم بیشترش دسته جمعی بودن جز چندتایی خجالت

                                                 

خیلی دوست داریم عزیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزم

قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

این هم چند تا از عکسای پاییزی و محرم 91

 

 

راجع به تغییراتت سرفرصت میام و مینویسم  

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |

عزیزکم تولدت مبارک

                       

 

سه سال پیش در چنین روزی خداوند تو را به ما هدیه داد تا در پاییز سرد بهار زندگیمان باشی  وجودت تنها هدیه گرانبهایی بود که خداوند ما را لایق آن دانست و امسال در حالی که قراره سومین تولدتو جشن بگیریم خداوند باردیگر لطفش رو شامل حالمون کرد و قراره کمتر از 5 ماه دیگه یه گل پسر دیگه به جمع سه نفرمون اضافه بشه و به این ترتیب پسر گلم داداشی دار شدچشمک

میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن

به رنجهای زندگی هم دل بست

و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست.

میلادتو معراج دستهای من است

وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم.

 

 

آرزو میکنم فرو افتادن هر برگ پاییزی آمینی باشد برای آرزوهای قشنگت نازنینم

نوشته شده در جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩۱ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ توسط مامان امیرحسین نظرات () |